عیادت از الی
نفسم اونقدر بدحال بود
که همه فامیلای دورو نزدیک نگرانش بودن
حتی دوس جونیهای من.تب شدید
واستفراغ نا واسه جوجوم نذاشته بود.
عموها و عمه ها.داییهاوخاله ها مدام

کارشون اومدن به عیادت الی یا هم زنگ زدن شده
بود.
اخه الی با حال خرابش همه رو
خاله هاجر واسه الی کادو لباس خریده بود![]()
الی هم زود گفت پوش پوش(میخوام بپوشم)
وقتی پوشید کلی ذوق کرد![]()





عیادت از الی 